محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
224
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
سخت ، و در جهالتى فراگير فرو رفته بودند ، دختران را زندهبهگور و بتها را پرستش مىكردند و قطع رابطه با خويشاوندان و غارتگرىهاى پياپى در ميانشان رواج يافته بود . حال به نعمتهاى بزرگ الهى كه به هنگامه بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله بر آنان فروريخت بنگريد ، كه چگونه اطاعت آنان را با دين خود پيوند داد و با دعوتش آنها را به وحدت رساند . چگونه نعمتهاى الهى بالهاى كرامت خود را بر آنان گستراند و جويبارهاى آسايش و رفاه بر ايشان روان ساخت و تمام بركات آيين حق ، آنها را دربر گرفت در ميان نعمتها غرق گشتند و در خرّمى زندگانى شادمان شدند ، امور اجتماعى آنان در سايه قدرت حكومت اسلام استوار شد و در پرتو عزّتى پايدار آرام گرفتند و به حكومتى پايدار رسيدند . آنگاه آنان حاكم و زمامدار جهان شدند و سلاطين روى زمين گرديدند و فرمانرواى كسانى شدند كه در گذشته حاكم بودند و قوانين الهى را بر كسانى اجرا مىكردند كه مجريان احكام بودند و در گذشته كسى قدرت در هم شكستن نيروى آنان را نداشت و هيچ كس خيال مبارزه با آنان را در سر نمىپروراند . آگاه باشيد ! كه شما هماكنون دست از رشته اطاعت كشيديد و با زنده كردن ارزشهاى جاهليّت ، دژ محكم الهى را درهم شكستيد ، در حالىكه خداوند بر اين امّت اسلامى بر « وحدت و برادرى » منّت گذارده بود ، كه در سايه آن زندگى كنند ، نعمتى بود كه هيچ ارزشى را همانند آن نمىتوان تصوّر كرد ، زيرا از هر ارزشى گرانقدرتر و از هر كرامتى والاتر بود . بدانيد كه پس از هجرت ، دوباره چونان اعراب باديهنشين شدهايد و پس از وحدت و